نامه صد و هجدهم
سلام عزیز مامان
امروز 19 تیره و تولد مامانی .... یادت نره که تو قراره تو دل مامانت باشی
هرچند که اگه باشی یه کم دلواپست میشم ... چون این ماه هم دارم انتی بیوتیک به خاطر عفونت دندونم میخورم و هم دوبار عکس انداختم از دندونم
از دیشب برات بگم
بابات رفته بود بیرون و من طبق معمول تا نزدیک اذون خواب بودم ... زنگ زد بیدارم کرد و من شروع کردم به اماده کردن افطاری.... اما اذون شد و بابات نیومد
وقتی که اومد دیدم دستش یه جعبه کیک و یه دسته گله
کلی خوشحال شدم .... با اینکه هر سال همین کار رو میکنه ولی خب هر سال ذوق میکنم که به فکرمه
کیک شکلاتی خیلی خوشگل و خوشمزه ای بود .. اما دلم نیومد تنها بخوریمش ... زنگ زدم به عمه هات و رفتیم خونه عمه صدیقه... عمه انسی رو هم بردیم که یه وقت نی نی تو دلش بدون کیک نمونه .. هرچند که خیلی نخورد
قرار بود که امسال تو هم تو تولد من باشی ... ولی اشکال نداره سال دیگه حتما هستی
************************************************
خوش نوشت: یه نی نی 93 ای دیگه هم تو راه داریم که مامانت چند روز پیش فهمید .... ایشالا سالم دنیا بیاد کلی برا مامانش خوشحال شدم
پ. نوشت:اگه مامانت همت کنه شب که بره خونه عکسای دیشب رو میذاره تو وبلاگت


نامه صد و هجدهم 



